تبليغاتX

                                       به حرمت باران, هر گونه کپی برداری, ولو دوستانه, مجاز نـیـسـت
 

عشقولانه

چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

دلم گرفته
 

از روزگار دلم گرفته                    ازاین تکرار دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم               بارون ببار دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم                گریه کنم گریه کنم 

برای گم کردن خویش                رها شدن از کم و بیش 

جدا از این مردم شدن               برای در خود گم شدن

بهانه ی گریه می خوام                بهانه ی فریاد زدن

بیا تو باش ای مهربان                    بهانه ی گریه من 

ازمن دیگه هیچ چیزنمونده           یه قصه ام صد باره خونده

امروز هوا هوای گریست           گونه هام رو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمیشه                درد سکوت درمون نمیشه

بخون برام از پشت شیشه          درد سکوت درمون نمیشه


 

11:17  | نیشخند...  | 

شنبه بیست و ششم خرداد 1386

وقتی
 

وقتی که برای اولین بار عاشق میشی معشوقت دلتو میشکونه و میره.وقتی که برای دومین بار عاشق شدی سعی میکنی که از تجربه های قبلیت استفاده کنی و دیگه شکست نخوری اما اینبار این معشوقت دلتو بدتر میشکونه و میره.دیگه عشقو عاشقی برات مفهومی نداره همه چی برات بی ارزش میشه.حالا اگه کسی بیاد و عاشقت بشه تو به خاطر شکست های قبلیت دلشو میشکونی و به هر دلیل به قول خودت منطقی تنهاش میذاری.این عاشق دل شکستت میره که عاشق یکی دیگه شه و اونم مثل تو........................حالا اگه کسی بیاد و عاشق این عاشقت شه اونم به خاطر شکست هایی که خورده.........................................................و اینجوریه که دل همه ی ادما میشکنه.

 


 

12:50  | نیشخند...  | 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386

کاش
 

کاش کسي رو دلم پا نمي گذاشت..... اگر هم مي گذاشت دلم رو تنها نمي گذاشت ..... کاش اگه تنها مي گذاشت حداقل رد پا شو جا نمي گذاشت


 

11:34  | نیشخند...  | 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386

و عشق
 

و عشق صدای فاصله هاست

و عشق صدای فاصله ها

و عشق صدای فاصله

و عشق صدای

و عشق

و

....

آنقدر فاصله بود که چیزی میان ما باقی نماند ............


 

11:30  | نیشخند...  | 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386

فراموشی
 

 

فراموش كه مي كنم
گم مي شوم
تو هم نيستي كه دنبالم بگردي
من مي مانم و يك شهر
كه هيچ خيابانيش را نمي شناسم
فراموش كه مي كنم
تهران هم از يادم مي رود

فراموش كه مي كنم
انگار درونم خالي مي شود
هر چه خاطره
هر چه حرف
بايد پاك كنم
تهران تكه تكه محو مي شود


 


 

11:27  | نیشخند...  | 

چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386

بی اراده...
 

بی اراده متولد می شویم، بی اختیار می میریم، افسوس که آشنایی اتفاقی است و جدایی ها کاش هرگز اتفاق نیفتد کاش... کاش... کاش

*****

تقدیم به کسی که هیچوقت نفهمید چقدردوسش دارم  
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست... آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی نهاد...!     تانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس می کنم...
چشم هایم دیگر از آن من نیستند... هیچ نمی خواهند... جز تو!   هیچ نمی بینند... جز تو!
دست هایم... به امید نوازش پلک هایت با من همراهند...!
و پاهایم... نمی دانم مرا به کجا می برند... شب هنگام در جستجوی تو، مرا به دل سیاهی می کشانند...!
بند بند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی.....!

جاده تنهایی


 

12:20  | نیشخند...  | 

جمعه هفتم اردیبهشت 1386

باهات نبودم ؟؟؟؟؟؟؟///
 

بـاهـات نبـودم ، برات که بودم ! اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم ! هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم ! اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم! اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم ! تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم ! مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل!!!


 

13:35  | نیشخند...  | 

شنبه یازدهم فروردین 1386

تنگستانه کوچه های عشق
 

درتنگستان کوچه های عشق فرياد من گم شد. فرياد من که توروميخواندم اما.... اما تو منو نشناختی و صدای عشق مرا نيافتی نيافتی و مرا به تنهايی سپردی سپردی و رفتی اما بدان بدان که تنهای مرا خواهد کشت مراخواهد کشت و خواهد شکست من دراين تنهای گاه می انديشم که چرا رفتی؟؟؟ اما در پيچ و خم ذهنم چيزی نيافتم!! رفتن تو برای من بی معنيست چون الان هم تورا احساس ميکنم ولی ولی فقط قابل ديدن و لمس کردن و پرستيدن نيستی نيستی نيستی که شاهد له شدن من زير بارتنهای باشی نباش اما فکرکن به من و تنهای من فکرکن که تنهای چطور مرا ميکشد ؟؟؟ 


 

16:33  | نیشخند...  | 

شنبه بیست و پنجم آذر 1385

زخم دلم بزرگ شده
 

دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی توونم زخم دلم بزرگ شده دیگه پیشت نمی مونم می خوام برم تا گم بشم که دیگه پیدام نکنی زخم دلم بزرگ شده از این بزرگترش نکن باید برم دیگه دلم یه جایه سالم نداره به جز گناه عشق تو طفلی گناهی نداره داغی که از عشق تو خورد یه عمر باید یادش باشه زخماش که خوب شد داغ دلش تازه بشه دلم می خواد ببخشمت اما دلم جون نداره دریای عشق من به تو یه قطره بارون نداره ...

                                                     


 

7:57  | نیشخند...  | 

شنبه بیست و پنجم آذر 1385

برای او ...
 

تقدیم به کسی که بودنش برای من زنده بودنه نبودنش مردن ...
 

7:45  | نیشخند...  | 

جمعه بیست و چهارم آذر 1385

عشق
 

گفتی معنی عشق رو بگو و وقتی نوشتی ،خبرم کن :

برای تو بهتره عشق رو معنی نکنم ، وقتی می دونم می دونی عشق یعنی چی

وقتی می دونم تجربه کردی ، وقتی می دونم هنوز عاشقانه یادش می کنی

چطور برات از عشق بنویسم ؟؟؟... برای تو فقط می تونم بنویسم

                عشق یعنی سوختن یک قلب

و برای دیگران بنویسم :

عشق حتي زماني كه آسيب ببيند نمي‌تواند آسيب برساند

 

عشق صبور ، بخشاينده و وفادار است

 

عشق اعتماد مي‌كند و مي‌بخشد

 

بي‌آن كه به فكر گرفتن باشد ...

 

 

 


 

1:36  | نیشخند...  | 

جمعه بیست و چهارم آذر 1385

دوستت دارم
 

من از عمق وجودم

                         از پس کوچه های روح و جانم

                                                               و از جوی های جاری به قلبم

                                                                                                      دوستت دارم


 

1:8  | نیشخند...  | 

چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385

بی کسی ...
 

تو اون روزای بی کسی همه کسم بی کسی شد

تو اون روزای عاشقی عشق تو دل واپسی شد

تو اون روزای بی تپش تپش نداشت سینه من

تو اون روزای خاطره خط خطی شد خاطر من

من می دونم که یار تو رنگ دلش یه رنگی بود

ولی خودت بگو اینو یار دیگت چه رنگی بود

من می دونم که اسمتو دیگه باید خط بزنم

خنجرو از رو بکشم رو قاب عکست بزنم

 

 


 

14:4  | نیشخند...  | 

جمعه پنجم آبان 1385

اشتباه زندگی
 

اگه تو رو خواستن اشتباهه

اکه با تو بودن اشتباهه



اگه عاشق تو بودن اشتباهه


اگه واسه تو مردن اشتباهه

                                   تواشتباه من بودی...


 

9:19  | نیشخند...  | 

پنجشنبه بیستم مهر 1385

به غیر تو هیچکی رو نمی خوام
 

یا تو یا هیچ کس ...


 

19:35  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

دلم
 

دلم برات تنگ شده ، دیگر حتی خودت نیستی ! شاید هم من دیگر خودم نیستم ... نمی دانم ، چیزی این وسط تغییر کرده !

 

2:47  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

ناله
 

ناله را هر چند که می خواهم پنهانش کنم
سينه می گويد که من تنگ آمدم فرياد کن !


 

 

 

 


 

 


 



 


 

2:45  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

وصیت ناممه...ببخشیدا اما من هیچ امیدی به زندگی دوباره بدون اونو ندارم
 

روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو :

« من خوب می شناختمش

نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود .

حتی زمان مرگ

آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب

آن بیقرار عشق

چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود . »

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

« شب در میان تاریکی در نور ماهتاب

هر روز در درخشش خورشید تابناک

هر لحظه در برابر آیینه ی زمان

آن دختر سکوت ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته بود .»

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

« جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد

هرگز خیانتی به دستان تو نکرد

هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛

با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد

تا آخرین نفس ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته بود . »

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش !

کمی زودتر می آمدی . »

اما بگو :

« من خوب می دانم

حتی در آن جهان

آن خفته ی خموش ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته است .»

روز ی اگر .......

اما ؛ نه ؛

او هیچوقت دیگر نمی آید .

کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم

..............


 

2:39  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی
 

آخه چه جوری دیگه بهش بگم برگرد ؟بگم بی تو دارم میمیرم ... تموم زندگیم بودی ....غرورم پس چی ؟

آخه چرا هیچ کس کمکم نمیکنه؟ موقعی کارم تموم می شه همه دایه ی مهربون تر از مادر میشن

تا که بودیم نبودیم کسی      کشت مارا غم بی همنفسی


 

2:36  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

من واسه تو خیلی کمم
 

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

   


 

2:32  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

بی مقدمه ... ببخشیدا...
 


 

2:30  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

نمی دونم چی بنویسم؟
 


 

2:30  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

ووووووووووووووووووواااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییییییی
 

 من مردم کمکم کنین لااقل نظر بدین ...
 

2:29  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

فرشته...
 

فرشته اي فرشته، آي فرشته ، شبم بي تو چقدر سياه و زشته

بيا در تابلوي قلبم نگاه كن خدا اسمتو واسه من نوشته

فرشته ناز چشمات منو كشته بيا امشب منو از غم رها كن

من كه بد جور شدم پابند چشمات تو هم چشماتو با من اشنا كن

تو بودي كه برام از عشق مي خوندي منو دنبال عشق خود كشوندي

كاشكي وقتي منو كردي گرفتار ، نمي رفتي و پيش من مي موندي

منم اون مرغ بالو پر شكسته ، كه چشم اميدش رو به تو بسته

يه روز نياي بگي واسه هميشه عهدي كه بينمن بوده شكسته

تو رفتي و منم كه چشم به راتم گرفتار دو تا چشم سياتم

از وقتي رفتي و منو تنها گذاشتي منم هر شب خوشم با خاطراتت

تو را خواستمو مي خوامت هميشه چرا حرف من باورت نمي شه

چند وقته گه به اين باور رسيدم كه بي تو زندگي ممكن نمي شه

تويي تنها دليل زنده بودن  نذار در غربت چشمات بميرم

اگه خاطر خواه چشمات نبودم هيچ وقت به پاي عشقت نمي موندم

تونيستي و تو اين غربت خسته نشستم با دلي خورد و شكسته

با اينكه تن من بي جونو خستست چشام هنوز به انتظار نشسته

فرشته بدون كه هنوز مي خوامت واسه همين يه روز مي يام سراغت

تو نيستي يو من تنهاي تنها زنده ام هنوز با ياد و خاطراتت

 اين غربت خسته نشستم با دلي خورد و شكسته

با اينكه تن من بي جونو خستست چشام هنوز به انتظار نشسته

فرشته بدون كه هنوز مي خوامت واسه همين يه روز مي يام سراغت

تو نيستي يو من تنهاي تنها زنده ام هنوز با ياد و خاطراتت


 

2:28  | نیشخند...  | 

سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385

به خدا ددیگه نمی تونم .....................کمکم کنین ........
 

 

دیگه خستم ، دل شکستم

من پریدم ، پر شکستم...

..

 


 

2:5  | نیشخند...  | 

یکشنبه نوزدهم شهریور 1385

تنهایی
 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دارم یرا تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم زیرا ...

در کلبه ی تنهایی هایم در انتظارخواهم گریست و

انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد...

شاید در سکوتییا شاید در شبی سرد و بارانی ...

..................

 

 


 

11:54  | نیشخند...  | 

یکشنبه نوزدهم شهریور 1385


 

 وقتی آدم دلش می شکنه زمین و آسمون باهاش هم دردی می کنن مثل منو این عکس
 

9:25  | نیشخند...  | 

یکشنبه نوزدهم شهریور 1385

بی مقدمه ...
 


 

9:21  | نیشخند...  | 

شنبه هجدهم شهریور 1385

دوست دارم
 

دوست دارم در  خیابان خیال تو قدم بزنم .......

دوست دارم  شاعر لحظه های سرخ عشق باشم و غزل غزل گریه کنم ....


 

12:23  | نیشخند...  | 

شنبه هجدهم شهریور 1385

ته دنیا ....
 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد                              مرا در غربت شبها رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند                                       مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنها و غریب است                              ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست                                   که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید                                     اگر چه تا ته دنیا صدا کرد...

 

 


 

12:17  | نیشخند...  |